تبليغاتX
دکتر سید جواد طباطبایی - انقلاب فرانسه و فلسفه آلمان (روزنامه کارگزاران)

دکتر سید جواد طباطبایی

وبلاگ معرفی دکتر سید جواد طباطبایی

محقق و نویسنده اندیشه‌های سیاسی در ادامه سلسله درس‌گفتارهای انقلاب سیاسی فرانسه گفت: انقلاب فرانسه تنش‌هایی فکری میان فیلسوفان آلمانی از جمله کانت، فیخته و گوته به وجود آورد. به گزارش مهر، سیدجواد طباطبایی، محقق و نویسنده اندیشه‌های سیاسی، عصر چهارشنبه، هفدهم بهمن‌ماه، در نخستین جلسه از دور جدید سلسله درس‌های انقلاب سیاسی فرانسه که به همت مؤسسه مطالعاتی اندیشه سیاسی و اقتصادی برگزار می‌شود، به منظور تشریح اندیشه سیاسی ناشی از انقلاب فرانسه در قرن هجدهم، به توضیح بنیادهای آن در ایده‌آلیسم آلمانی و اهمیت فلسفه آلمانی در آن پرداخت. طباطبایی که به‌تازگی کتاب «نظریه حکومت قانون در ایران» از او منتشر شده است، سخن خود را با تأکید بر اهمیت انقلاب فرانسه بر جدا شدن غرب از سایر کشورهای جهان آغاز کرد و گفت: با انقلاب فرانسه یک تحول در فرانسه رخ داد که به موافقان و مخالفان آن در جلسات پیشین اشاره کردیم و یک اتفاق نیز در آلمان در سطح فلسفه رخ داد. وی با اشاره به ویژگی‌های آلمان در مقایسه با سایر کشورهای اروپا گفت: آلمان به دلیل موقعیت جغرافیایی و سیاسی از نظر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از سایر کشورهای اروپایی عقب مانده بود، با وجود این، فیلسوفان این کشور چون کانت، فیخته و بعداً هگل به این انقلاب توجه داشتند. مثلاً شلینگ دو رساله درباره حقوق و آزادی نوشته بود. به تعبیر دیگر فرانسوی‌ها کاری را انجام دادند که آلمان‌ها در حوزه نظر به تأمل دوباره پیرامون آن برخاستند.

 

مؤلف «مکتب تبریز» با اشاره به ریشه‌های ایده‌آلیسم آلمانی در اندیشه روشنگری گفت: انواع مختلف روشنگری در اروپا تحقق یافت، مثلاً روشنگری در فرانسه اساساً ضددینی و مخالف کلیساست، اما در آلمان روشنگری با مذهب نسبتی داشت. لوتر آلمانی بود و از این‌رو آلمان‌ها پروتستان شدند. این اصلاح دینی به عقیده هگل موجب شد که در آلمان انقلاب صورت نگیرد. نویسنده «ابن‌خلدون و علوم اجتماعی» به اهمیت تحول فکر آلمان از دو وجهه تاریخی- اجتماعی و تاریخ اندیشه تأکید کرد و گفت: تا سه سال قبل از انقلاب فرانسه امپراتوری آلمان، فریدریش دوم، حاکمی فرهیخته بود که به فرهنگ فرانسوی علاقه داشت و دربارش محل رفت و آمد اهل دانش و فلسفه چون ولتر بود. رساله مهم «روشنگری چیست» کانت به او اشاره دارد. وی سپس به تحول اساسی فلسفه آلمان توسط ایمانوئل کانت و کتاب او «سنجش خرد ناب» در سال 1781 پرداخت و گفت: کانت در این کتاب کوشید کاری که کوپرنیک در حوزه علم کرده بود در حوزه فلسفه انجام دهد. انقلاب کوپرنیکی او انتقال مرکز شناخت از عین به ذهن بود. او کلمه انقلاب را قبل از انقلاب فرانسه در معنای جدیدی به کار برد. او پایه یک نظام فلسفی جدید را گذاشت که به آن ایده‌آلیسم آلمانی می‌گویند.


نویسنده «زوال اندیشه سیاسی در ایران» در توضیح سخن خود اظهار داشت: در نظام ایده‌آلیسم این عالَم خارج است که در قالب‌هایی که ذهن از پیش دارد ریخته شده و به صورت ایده فهمیده می‌شود. لفظ ایده که نخست افلاطون آن را به کار برد، قابل ترجمه نیست. در ایده‌آلیسم ذهن از حالت انفعالی که از خارج تأثیر می‌پذیرد خارج می‌شود و می‌گوییم عالم خارج ماده‌ای است که فاقد صورت است و در صورت‌های ذهنی انسان ریخته می‌شود و صورتی که ما می‌شناسیم را پیدا می‌کند. طباطبایی به پیامدهای این نگاه کانت در مباحث عملی تأکید کرد و گفت: کانت از کتاب خود نتایجی برای تحول فکر گرفت. در نگاه او روشنگری یعنی انسان عقل خود را معیار سنجش همه امور قرار دهد و با این سنجش از حالت صغیر بودن خارج شود. از نگاه کانت عقل ضابط همه چیز است حتی دین. او رساله‌ای نوشت با عنوان «دیانت در محدوده صرف عقل». اعتقاد او به دین مبتنی بر دئیسم (اعتقاد به یک دین طبیعی در مقابل دین الهی) بود.


وی در ادامه گفت: از نگاه کانت انسان قابل پیشرفت است و راهی را می‌رود که عقل پیش پای انسان می‌گذارد. او جرأت دانستن را از طریق خرد می‌داند و ضابطه را از بیرون به درون منتقل می‌کند. او در حکمت عملی سعی کرد آزادی انسان را بر مبنای آنچه در سنجش خرد ناب گفته بود، توجیه کند. از نگاه او طبیعت ودیعه‌ای برای انسان گذاشته که عبادت است از عقل. از این‌رو مرجعیت را به درون برد و آن را عقل دانست. هگل نیز در رساله «ایمان و دانش» می‌گوید؛ ایمان هم باید در چارچوب عقل فهمیده شود، به همین دلیل است که هابرماس در آغاز کتاب «گفتار فلسفی تجدد» می‌نویسد که تجدد با هگل آغاز می‌شود. مترجم «تاریخ فلسفه اسلامی» اثر هانری کربن، در ادامه سخنان خود به تنش‌های فکری که میان فیلسوفان آلمانی از جمله کانت، فیخته و گوته در اثر انقلاب فرانسه رخ داد پرداخت و در پایان ضمن اشاره به رساله بسیار مهم کانت؛ «روشنگری چیست» گفت: کانت در این رساله تأکید می‌کند که ما از مرجعیت بیرون تبعیت نمی‌کنیم

 

منبع: روزنامه کارگزاران

+ نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1387ساعت   توسط   |