دکتر سید جواد طباطبایی

وبلاگ معرفی دکتر سید جواد طباطبایی

سیاست نزد برک فراتر از کار نظری می‌رود(مهر نيوز)

دکتر سید جواد طباطبایی، محقق و پژوهشگر برجسته علوم سیاسی، عصر روز چهارشنبه، هفتم آبانماه، در ششمین جلسه از سلسله نشستهای "انقلاب سیاسی فرانسه" به بیان اندیشه های ادموند برک پرداخت و گفت: از نظر برک سیاست فراتر از کار نظری می‌رود. علم سیاست تجربی است و غایت آن نیز تجربه است.

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر طباطبایی بحث خود را با تکمیل سخنان جلسه قبل در مورد اندیشه های ژوزف دومسر آغاز کرد و گفت: دومسر ضد انقلابی است که از همه امکاناتی که حرف زدن اجازه می‌دهد استفاده می کند تا انقلاب فرانسه را نفی کند.

دکتر طباطبایی گفت: دومسر جمله مشهوری دارد و می‌گوید انقلاب فرانسه چیزی دارد که آن را از انقلابهای دیگر متمایز می‌کند و آن اینکه این انقلاب از بنیان بد است. وی گفت: دومسر در برابر انقلابیون استدلال می‌کند که اولاً کلمه شهروند قبلاً وجود داشته است، ثانیاً در زبان فرانسه برای کسی که خدمت بزرگی برای وطن انجام می داد، شهروند بزرگ خوانده می‌شد.

نویسنده "زوال اندیشه سیاسی در ایران" گفت: انقلابیون فرانسه تحت تأثیر روشنگری بودند و نقد دومستر نیز بر همین مبنا بود.

وی سپس به ویژگیهای قرن 18 اشاره کرد و گفت: قرن هجدهم قرن مکانیک و بحث علمی جدید بود که انسان شروع به ساختن ماشینهای کوچک اتومات کرده بود و از این رو ماشین را به دولت نیز تعمیم می‌دادند.

نویسنده "مکتب تبریز" در ادامه گفت: قرن هجدهم قرن مسافرتها نیز هست و مسیحیت متوجه شده خارج از مسیحیت ادیان دیگر نیز وجود دارند ، هر چند آنها را نادرست می‌داند و می گوید، حتی با این دینهای نادرست هم نهادها بیشتر دوام می‌آورد.

وی به تاریخ نگارش حقوق بشر و شهروند پس از سقوط زندان باستیل اشاره کرد و گفت: در حقوق بشر فرد به صرف انسان بودن حق دارد، اما کسانی چون دومستر، هگل و برک به حقوق بشر انتقاداتی دارند.

نویسنده "جدال قدیم و جدید" سپس به اندیشه‌های ادموند برک نویسنده انگلیسی پرداخت و گفت: برک در کتابی به نام "تأملاتی درباره انقلاب فرانسه" که به صورت نامه ای به یک جوان فرانسوی نگاشته شده، به بیان اندیشه‌های خود درباره انقلاب فرانسه پرداخته است. از نظر برک انقلاب مساوی با سرنگونی است و به خشونت دامن می‌زند و این امر موجب خارج از کنترل شدن امور می‌شود.

دکتر طباطبایی به بیان اندیشه‌های برک درباره سیاست و نقد او از دریافت فیلسوفان روشنگری اشاره کرد و گفت: از دید برک بر خلاف فیلسوفان روشنگری، سیاست یک بحث انتزاعی و فلسفی نیست، بلکه از تجربه می آید، موضوع سیاست مناسبات اجتماعی است، هر بحثی در مورد مناسبات قدرت در جامعه، با توجه به اوضاع و احوال و شرایط آن می‌تواند ایجاد شود.

وی گفت: از دید برک سیاست مناسباتی است که محدود به مناسبات زمان و مکان جامعه خاصی است. شرایط و اوضاع  احوال طرحی است که از یک حوزه مناسبات مدنی بیندازیم تا در شرایطی خاص می‌توان سودمند یا مدرن باشد. حسن و قبح در حوزه سیاست عقلی و ذاتی نیست.

نویسنده "ابن خلدون واندیشه اجتماعی" مفاهیم علم سیاست از دید برک را چنین تعریف کرد: از نظر برک آزادی در حوزه فردی یعنی انجام هر کاری که طبع انسان بدان میل می‌کند، اما در حوزه جمعی آزادی مساوی قدرت یا توان انجام کار است.

وی در تعریف ویژگیهای قدرت گفت: قدرت علتی است که معلولهای بسیاری می تواند بر آن مترتب شود و در هر شرایطی می‌توان از آن نتایجی گرفت، وقتی آزادی ما به قدرت تبدیل شد، باید دید که این قدرت بویژه قدرت نویافته در دست اشخاص نوخواسته چه اثراتی را ایجاد می‌کند.

دکتر طباطبایی گفت: از نظر برک صنف سوم اشخاص نوخواسته ای هستند که قدرت نویی را به دست آورده اند و ما باید ببینیم که ترکیب این مجلس چیست تا بدانیم خروجی آن چه می شود. اکثریت ایشان اهل نظر هستند و هیچکدام تجربه ای عملی از اداره امور عمومی ندارند و به همین دلیل موفق نیستند.

وی گفت: از دید برک علم سیاست، یا science of government  علم دانش نظری ماقبل تجربه و فارغ از تجربه نیست، بلکه عبارت است از علم اصلاح و تجدید حکومت و آن دانشی است تجربی و نمی شود آن را در کتاب فراگرفت. زیرا بحثی عملی است و ارتباطی با عالم نظر ندارد. غایت آن نیز تجربه است.

نویسنده "دیباچه ای بر نظریه انحطاط" در پایان به انتقادهای برک به اعضای مجلس انقلاب فرانسه اشاره کرد و گفت: به عقیده برک ایشان خیال پردازند واز واقعیت امور اطلاعی ندارند، به گونه ای که در فضایی گسترده خیالهای واهی آنها را هدایت می‌کنند. از نظر برک کار مجلس اول این است که خیال واهی در مردم به علت عدم ارائه راه حل امور ایجاد کند، چون سرشت امور را نمی‌شناسد.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آذر1386ساعت   توسط   | 

سنت‌مدار بودن با سنتی بودن متفاوت است (مهر نیوز)

دکتر سید جواد طباطبایی، نویسنده و محقق برجسته علوم سیاسی عصر چهارشنبه این هفته در جلسه پنجم از سلسله درسهای فلسفه سیاسی فرانسه در موسسه مطالعات علوم سیاسی به معرفی یکی از اندیشمندان مهم دوران انقلاب فرانسه یعنی ژوزف دومسر پرداخت و و او را نه سنتی که سنت‌مدار خواند.

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر طباطبایی در ابتدا میان سنت‌مداران و سنتیها تمایز گذاشت و گفت : انسان سنتی هنوز در چارچوب نظام سنتی خود باقی مانده است و آشنایی با نظام جدید ندارد، در حالی که فرد سنت‌مدار با توجه به جریانات تن داده و خود را در آن تعریف می‌کند، اما معتقد است که دنیای جدید به بیراهه رفته است و از دیدگاه سنت، تجدد قابل نقد است و میل شدید به بازگشت به دنیای سنتی دارد.

وی در ادامه ژوزف دومسر را به این معنا سنت‌مدار خواند و گفت : دومسر از مخالفان سرسخت انقلاب فرانسه بود که رساله‌ای  در مذمت انقلاب به نام "تأملاتی درباره فرانسه" نوشت. او در مرز میان سوئیس و فرانسه زندگی می‌کرد که تحت حکومت ایتالیا بود. او در این کتاب می‌خواهد نشان دهد که فرانسه دچار یک شر اساسی است که یکی از آنها انقلاب است.

نویسنده "دیباچه بر نظریه انحطاط" که جلسات پیش به اهمیت روبسپیر در تاریخ انقلاب فرانسه اشاره کرده بود، دومسر را در رادیکال بودن با روبسپیر مقایسه کرد و گفت: دومسر اهل الاهیات مسیحی است و می‌خواهد از نگاهی کاتولیکی به نقد انقلاب فرانسه بپردازد، همانطور که ادموند برک از زاویه مذهب پروتستان این کار را می کند. دومسر معتقد است از زمانی که از صراط مستقیم کلیسای روم پا را فراتر گذاشتیم، دچار بیراهه شدیم.

نویسنده "زوال اندیشه سیاسی در ایران" گفت: دومسر در این کتاب انقلاب فرانسه را معجزه‌ای الهی می‌خواند که خداوند از طریق مشیت خود در جریان امور فرانسه و روابط علی دستکاری کرده است. او می‌گوید که مشیت الهی خواستار انقلاب بود، زیرا مردم گناهکار بودند و مشیت الهی از طریق انقلاب آنها را تنبیه کرد.

دکتر طباطبایی در ادامه به دیدگاه جبرگرایانه دومسر اشاره کرد و گفت: از نظر دومسر انقلاب فرانسه با اراده الهی و از مجاری انسانی صورت می‌گیرد، این مجاری در حوزه نظر روسو و در حوزه عمل روبسپیر هستند. او معتقد است که تحول در روابط و مناسبات اجتماعی نیست که موجب انقلاب می‌شود، بلکه چیزی به نام روحیه انقلابی و ایمان انقلابی بود که انقلاب اتفاق افتاد.

نویسنده "مکتب تبریز" درادامه گفت : طرف اصلی دومسر دایره‌المعارف نویسان هستند که خود به دست انقلاب از بین رفتند. او با دیدگاهی اشرافی مردم را جاهل و نادان می‌داند و معتقد است که این جهل ایشان سبب می‌شود که کارها مطابق مشیت پیش رود. او معتقد است در بی‌نظمی انقلاب نظمی است که مشیت الهی است.  دومسر از انقلاب سلطنت‌طلبانه صحبت می‌کند، اما می‌گوید آن دفعی نخواهد بود، زیرا از نظر او هر انقلاب دفعی نتایجی مشابه انقلاب اول دارد. دومسر تاریخ را عرصه جنگ می‌داند و معتقد است که لحظات صلح و آرامش، متارکه و توقف کوتاهی در فاصله دو جنگ است و بنابر این اصل در تاریخ بر جنگ است.

وی سپس به دیدگاه دومسر در مورد تاریخ تأکید کرد و گفت: دومسر معتقد است که چون دامن انسان به گناه‌آلوده شده، جنگ نتیجه منطقی این گناه اولیه است و از این حیث دومسر بر خلاف کسانی چون لایب‌نیتس است که همه چیز را خوب می‌دانند و معتقد است که عالم شر محض است. دومسر علیرغم مخالفت با روسو، همچون او معتقد است که جمهوری در فرانسه شدنی نیست. همچنین جالب است که روسو با همه مخالفتهایش با روشنگری، همچون نویسندگان روشنگری در مورد فرانسه می‌نویسد.

وی در پایان گفت : دومسر با اعتقادی کاتولیکی شدید، بسیار به عهد عتیق علاقمند است ، چون مجازاتی که دومسر طرح می‌کند، با عهد عتیق سازگارتر است. 

 

منبع : خبرگزاری مهر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آذر1386ساعت   توسط   |